سيد محمد خالد غفارى

118

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )

تمثيل : « التمثيل غير مفيد لليقين ، و هو ما يدّعى فيه شمول حكم لأمرين بناء على شمول معنى واحد لهما . . . » . ( مجموعه مصنّفات ، ج 2 ؛ حكمة الاشراق ، ص 42 ) تمثيل نوعى دليل است كه بيشتر در مسائل فقهى و اصولى به كار مىرود و از اين جهت به قياس فقهى مشهور است . « و آن قياسى است كه در آن به دليل اشتراك دو امر در يك صفت حكم امر اوّل را به امر دوم هم تعميم مىدهند » . مثلا مىگويند : چون شراب و آبجو هر دو مسكرند ، پس همچنانكه شراب حرام است آبجو هم حرام است ، زيرا علّت حكم حرمت شراب ، اسكار است و اين ويژگى در آبجو هم هست ، لذا حكم شراب كه حرمت است شامل آبجو هم مىشود . شيخ اشراق - رحمه اللّه - دليل تمثيلى را دليلى متقن و مفيد يقين نمىداند و آن را مخصوص اصحاب جدل به شمار مىآورد و مىفرمايد : اصحاب جدل ، تمثيل را بر دو مبنا قرار مىدهند ، يكى اينكه : آن صفت مشترك بين متماثلين به گونه‌اى است كه هر جا باشد با اين حكم همراه است و بالعكس . ديگر اينكه صفتى كه در امر اوّل ، موجب حكم شده است ، همين صفت مشترك بين دو امر است ؛ و سپس با دلايلى اين هر دو مبنا را سست و غير قابل اعتماد قلمداد مىكند و لذا دليل تمثيلى را دليلى غير موقن مىداند . تناسخ : « . . . و بدان كه تناسخ محال است ، زيرا كه اگر تصرّف نفس نقل كند به تنى از جنس تنش ، از بهر صلاحيّت آن است كه در او تصرّف كند ، پس او را از واهب الصّور نفسى حاصل شود ، و اين نفس منتقل هم در او تصرّف كند ، پس لازم آيد كه يك تن را دو نفس باشد : يكى فائض و يكى مستنسخ ، و اين محال است ؛ و همچنين اگر از مردم نزول كند به جانوران ديگر ، بدنها بر نفوس زيادت شود ، و اگر از حيوان بالا رود به انسان ، نفوس زيادت شود بر ابدان و اين همه محال است . . . » . ( مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ الواح عمادى ، ص 170 )